و اینک… 3Boy Studio
فوریه 14, 2009
سلام…!
باز اومدم یه چیزی رو معرفی کنم. من و چندی از دوستان (3 نفریم :دی) تصمیم گرفتیم این کارهای طراحی که انجام میدیم رو روی یه Page بزاریم تا هر وقت کسی ازمون نمونه کار خواست یه سایتی داشته باشیم که به طرف بدیم و با جمله “چرت و پرت نگو” مواجح نشیم. از این بابت قرار شده سایتی رو به آدرس 3boy.ir به روی صحنه ببریم. این 3بوی همونجوری که از اسمش پیداس از 3 پسر تشکلیل میشه که عشقشون این جفنگیات هست یعنی وب و گرافیک و انیمیشن و… یکیشون که من باشم کار اصلیش وب و گرافیک هست اگرچه نخود هر آَشی میشه! یکیش که اون یکی باشه :دی عشقش انیمیشن و نرم افزارهای گرافیکی هست، اون یکیمون هم تو همین فاز هست. البته هنوز خودم هم نمیدونم قراره چجوری باهم کار کنیم! ooOps!
فعلا Comingsoon رو داشته باشید تا ببینیم خدا چی می خواد.

3Boy Studio | http://3boy.ir - February 14,2009
ممنون که باز چشمتون رو خسته کردید.
من و طراحی سایت ساسی مانکن
ژانویه 31, 2009
فکر کنم خیلی وقت بود که وبلاگم رو آپدیت نکرده بودم… شاید وبلاگم رو زیاد آپدیت نکنم ولی خیلی بهش سر میزنم و تمام نظرات شما دوستان رو میخونم. به خصوص کامنت های پست عجایب هقتگانه که با وجود یک سال گذشتن از زمانش هنوز کامنت براش میاد.
فکر کنم ساسی مانکن رو بشناسین؟! نه؟ دیگه این روزها توی همه ی ماشین ها صدای این یارو رو با آهنگ های 6و8ش میشنویم.
طبق صحبتهایی که بین من و مدیر برنامه های ایشون انجام شد قرار شد کار طراحی سایت این آقا رو انجام بدیم…

پروسه طراحی سایت January,2009
البته خیلی از صفحات سایت هنوز کامل نشده و قرار هست قسمتهای زیادی به سایت اضافه بشه و هنوز سایت بصورت آزمایشی فعال شده. چیزی که بیش از هرچیز وقت من رو گرفت کارهای گرافیکی سایت بود، با توجه به اینکه عکسهایی که به من داده بودن کیفیت بالایی نداشت کار من سخت تر بود تا بتونم چیز خوبی ازشون در بیارم.

سایت ساسی مانکن http://sasymankan.ir
خوشحال میشم که سایت رو ببینید و نظرهاتون رو به من بصورت Comment در همین پست بگید.
http://sasymankan.ir
الکامپ 2008 و عمو اسفنجی :دی
نوامبر 25, 2008
بالاخره الکامپ چهاردهم نیز شروع شد…
برای اونایی که نمیدونن باید بگم که نمايشگاه تا پنجم آذر در محل دائمي نمايشگاه هاي بين المللي تهران برگزار میشه، 402 شركت داخلي و 68 شركت خارجي از 26 كشور جهان حضور دارند. کنارشم نمایشگاه تلکام هست، سالن های 8 و 9 توجه خیلی ها رو جلب کرده که مربوط به صنعت مخابرات میشه و همچنین اون کارت شارژهای ایرانسل رایگان! که توی غرفه ی ایرانسل میشه پیداش کرد.
من نیز یکشنبه مدرسه رو پیچیدم و به الکامپ که میگن میخواد با Gitex رقابت کنه (گل واژه میگن :دی) پا گذاشتم.
از ساعت 12 تا 5 مشغول دیدن غرفه ها بودیم ولی نرسیدیم بریم تلکام رو ببینیم. نمایشگاه وسیع هستش و غرفه ها زیاد هستن پس پیشنهاد میشه زود برید تا برسید همه رو قشنگ ببینید.
مطمئنم که خیلی از غرفه ها نظرتون رو جلب نخواهد کرد و تک و توک غرفه های قشنگ و جالب توشون وجود داره از قبیل غرفه های OverClocking، هکاکی روی فلزات، چاپ بر روی تیشرت، سونی، محصولات اپل و…
غرفه ای که به نظر من روش خیلی کار شده بود غرفه سونی بود که وسعت زیادی داشت و LCD های رنگارنگی که روشن بود چشم رو وسوسه میکرد!
خیلی از محصولات سونی به نمایش گذاشته شده بود که فکر کنم لپ تاپ ها و LCD TV ها بیشتر از بقیه بهش توجه شده بود.
در کل دیدن این الکامپ چهاردهم رو به همه پیشنهاد میکنم!
قبل از رفتن مطمئن بشید که شبش خوب خوابیدید چون حتما” از را رفتن زیاد خسته خواهید شد. برای ناهارتون هم یه فکری کنید البته اونجام میتونید دلی از غذا در بیارید
ولی من کیفیتش رو تضمین نمیکنم :دی
از همتون ممنونم که نوشته کاملا فنی من رو مطالعه نمودید 
مدرسه ها وا شده هل هله برپا شده؟! نه بابا
سپتامبر 21, 2008
سلام،
خیلی وقت بود ننوشته بودم… خوب آره حس نوشتن نمیومد تو این سه ماهه تابستون روزی چند ساعت پای اینترنت بودم ولی هیچ وقت انگیزه ای برای نوشتن نداشتم. نمیدونم چرا… ولی بعضی موقع ها آدم دوس داره بنویسه حرف هایی که نمیشه به زبونشون آورد.
دیگه چیزی به شروع مدارس نمونده، پس فردا عازمیم.
هیچ وقت دلم برای مدرسه تنگ نشد فقط یادمه دوم دبستان شوق رفتن به مدرسه رو داشتم :دی.
نه اینکه بدم بیادا… نه! ولی خوب یجوریه. اونم سال سوم دبیرستان. سال سختیه… فقط امیدورام این 2 سال تموم بشه بریم دانشگاه، هرچند که میدونم اونجام خبری نیست.
از پس فردا دوباره شروع میشه… صبح زود… راه مدرسه، هوای گرم، یونیفرم، درگیری با معلم، گوش دادن به جفنگیات مدیر و خیلی چیزای دیگه که البته خیلی چیزاش قشنگه.
باز آهنگ تابستون کوتاهه زدبازی داره فاز میده
دوست دختر!
سپتامبر 20, 2008
فروم میزنیم…
جولای 27, 2008
خیلی وقت بود این بلاگ و بروز نکرده بودم… راستش رو بخواید اصلا حالش و نداشتم، نمیدونم این چند وقت اصلا حرفم نمیاد.
خوب هموونطور که از تایتل این پست معلومه من به کمک برخی از بچه ها یک انجمن اینترنتی راه اندازی کردیم… یک ماهی میشه، تا الان راضی کننده بوده ولی خیلی بیشتر از این صحبت ها جا برای پیشرفت داره.
گفتم بیام تو وبلاگم هم این انجمن رو معرفی کنم تا بقیه اگه دوست داشتن یک سری به ما بزنن و اگه باز دوست داشتن عضوم بشن :دی
همین دیگه. مخلصم.
چشمانم مال تو
مارس 24, 2008
در زمانهای دور دختری بود نابینا
که پسری عاشقانه اون دخترا دوست میداشت و بهش محبت میکرد
این دختر خانم به خاطر اینکه نابینا بود همیشه غم داشت. به دوست پسرش می گفت اگه من چشم داشتم و میدیدم حتما با تو میموندم.
یه روز یه کی پیدا میشه که چشماشا به دختره بده
وقتی دختره بینا شد دید که دوست پسرش کوره!
بهش گفت من نمی خوامت برو.
پسره با ناراحتی یه لبخند تلخ بهش زد و گفت:
مراقب چشمای من باش!
فیلم بزن و برقص های چهارشنبه سوری در ایران زمین
مارس 19, 2008
چهارشنبه سوری امسال نیز گذشت ولی بد نبود، به ما خوش گذاشت. امیدوارم برای شما هم خوب بوده باشه.
دیشب تا حدود ساعت هشت و نه خبری نبود به جز آتیش بازی ولی خوشبحتانه از ساعت ده و نیم به بعد مردم دست به کار شدن فقط منتظر یک ماشین بودن که سیستم درست و حسابی هم داشته باشه که باز خوشبختانه رسید! خلاصه یک 206 و زانتیا که توی صندوق عقبشون به جز باند چیزی نمی شد دید فعال شدن.
به همین ترتیب فکر کنم یک ساعتی جمع زیادی از مردم (فکر کنم 200 نفری بودن) سرگرم شدن و به قر دادن کمرهای خودشون مشغول شدن.
بعد ار یک ساعت یک پراید از راه رسید که معلوم نبود توی اگزوزش چی ریخته بود که وقتی گاز می داد دود مصنوعی ایجاد می کرد. (هرکی در مورد این قضیه اطلاعاتی داشت ما رو هم در جریان بزاره)
ساعت از یازده گذشته بود که دیگه چندتا مامور اومدن داخل مجتمع و خواستن که مردم متوالی بشن که باز مامورها راه اومدن و به تماشا مشغول شدن.
جای همگی خالی
بابت کیفیت پایین فیلم عذر میخوام در ضمن مجبور شدم قسمت های زیادی رو بدلیل اینکه خودم توش بودم حذف کنم.
http://rapidshare.com/files/100731247/4shanbe.3gp.html
دخترا؟! همشون همینجورین
مارس 12, 2008
این تنها یک نمونه هستش
پسرها:
۱- با ماشين ميرن به بانک، پارک ميکنن، ميرن دم دستگاه عابر بانک.
۲- کارت رو داخل دستگاه ميذارن.
۳- کد رمز رو ميزنن، مبلغ درخواستی رو وارد ميکنن.
۴- پول و کارت رو ميگيرن و ميرن.
دخترها:
۱- با ماشين ميرن دم بانک.
۲- در آينه آرايششون رو چک ميکنن.
۳- به خودشون عطر ميزنن.
۴- احتمالاً موهاشون رو هم چک ميکنن.
۵- در پارک کردن ماشين مشکل پيدا ميکنن.
۶- در پارک کردن ماشين خيلی مشکل پيدا ميکنن.
۷- بالاخره ماشين رو پارک ميکنن
۸- توی کيفشون دنبال کارتشون ميگردن.
۹- کارت رو داخل دستگاه ميذارن، کارت توسط ماشين پذيرفته نميشه.
۱۰- کارت تلفن رو ميندازن توی کيفشون.
۱۱- دنبال کارت عابربانکشون ميگردن.
۱۲- کارت رو وارد دستگاه ميکنن
۱۳- توی کيفشون دنبال تيکه کاغذی که کد رمز رو روش ياداشت کردن ميگردن.
۱۴- کد رمز رو وارد ميکنن.
۱۵- ۲دقيقه قسمت راهنمای دستگاه رو ميخونن
۱۶- کنسل ميکنن.
۱۷- دوباره کد رمز رو ميزنن.
۱۸- کنسل ميکنن.
۱۹- دوست پسرشون رو صدا ميزنن که کد صحيح رو براشون وارد کنه.
۲۰- مبلغ درخواستی رو ميزنن.
۲۱- دستگاه ارور (خطا) ميده.
۲۲- مبلغ بيشتری رو درخواست ميکنن.
۲۳- دستگاه ارور (خطا) ميده.
۲۴- بيشترين مبلغ ممکن در خواست ميکنن.
۲۵- انگشتاشون رو برای شانس رو هم ميذارن.
۲۶- پول رو ميگيرن.
۲۷- برميگردن به ماشين.
۲۸- آرايششون رو توی آينه عقب چک ميکنن.
۲۹- توی کيفشون دنبال سويچ ماشين ميگردن.
۳۰- استارت ميزنن.
۳۱- پنجاه متر ميرن جلو.
۳۲- ماشين رو نگه ميدارن.
۳۳- دوباره برميگردن جلوی بانک.
۳۴- از ماشين پياده ميشن
۳۵- کارتشون رو از دستگاه عابر بانک بر ميدارن. (حواس نمیذارن برای آدم)
۳۶- سوار ماشين ميشن.
۳۷- کارت رو پرت ميکنن روی صندلی کنار راننده
۳۸- آرايششون رو توی آينه چک ميکنن.
۳۹- احتمالاً يه نگاهی هم به موهاشون ميندازن.
۴۰- میندازن توی خيابون اشتباه.
۴۱- برميگردن.
۴۲- ميندازن توی خيابون درست.
۴۳- پنج کيلومتر ميرن جلو.
۴۴- ترمز دستی رو آزاد میکنن( میگم چرا اینقد یواش میره)
نیم متر برف میاد، امتحان لغو میشه…
ژانویه 7, 2008
سلام،
یه برفی اومد تا باعث بشه ما دوباره اینجا رو به روز کنیم. دیروز صبح که از خواب پا شدم با صحنه ی عجیبی مواجه شدم! همه جا سفید شده بود، خوشحال شدم چون بعد از چند سال باز یک برف درست حسابی اومد.
همین برف باعث شد امتحان ما تو اون روز لغو بشه و حتی دولت 2 روز تمامی ادارات و مدارس رو علاوه بر اون روز تعطیل کرد. ولی دیگه از اون برف بازیهای چند سال پیش خبری نیست، نه مردم روحیه برف بازی دارن نه برف یخ زده میزاره

(کرج – 16 دی 1386)





PCForums